مطالب پیشنهادی:

شخصیت شناسی mbti

زمان تقریبی برای مطالعه این مقاله: ۶ دقیقه

در قسمت‌های قبلی گفتیم که به دلایل مختلف سوءتفاهم‌ زیادی در مورد افراد با ترجیح ساختارگرا (J) وجود دارد و این درست نیست که لزوماً فرض کنیم همه Jها افرادی قضاوت کننده هستند.

از طرفی بیان کردیم که ممکن است افراد ساختارگرا (J) به دلیل خصوصیاتی که دارند، به اطرافیانشان احساس کنترل‌کننده بودن و تحمیل کردن دیدگاه‌هایشان را بدهند.

در قسمت قبل سه راهکار برای جلوگیری از چنین سوءتفاهمی بیان کردیم. در این قسمت می‌خواهیم در مورد سایر راهکارها صحبت کنیم.

۴. وقتی می‌بینید طرف مقابلتان حالتی تدافعی گرفته است، قضیه را کش ندهید!

نظاره‌گر بودن را تمرین کنید. یاد بگیرید با دقت به حرف دیگران گوش دهید، متوجه عواطف و احساسات آن‌‌ها باشید، به زبان بدن آن‌ها دقت کنید و ببینید لحن آن‌ها چگونه است. در واقع فقط «شنوندهٔ» حرف آن‌ها نباشید. بلکه «فعالانه» به پیامی که دارند منتقل می‌کنند گوش دهید.

وقتی دارید در مورد موضوعی صحبت می‌کنید، با مشاهده اولین نشانه‌های تدافعی شدن- حتی کوچک‌ترین نشانه- بدانید که احتمالاً پیام شما دارد به شکلی نادرست و ناخواسته منتقل می‌شود و در نتیجه احتمالاً باید منتظر واکنش یا پاسخی از جانب طرف مقابلتان باشید که مقصود اصلی شما نبوده است.

در این صورت سعی کنید با مشاهده اولین نشانه‌های واکنش تدافعی در طرف مقابلتان، یا موضوع بحث را تغییر دهید، یا لحن خودتان را تلطیف کنید و پیامتان را به شکلی حمایت‌گرانه‌تر منتقل کنید.

سعی کنید با کلام و لحن این اطمینان را به طرف مقابل بدهید که هدف شما حل مسئله و کمک کردن به طرف مقابل است و حقیقتاً قرار نیست مچ او را بگیرید یا چیزی را به او دیکته کنید.

۵. من می‌خواهم به تو کمک کنم، چون احساس می‌کنم…

سعی کنید وقتی می‌خواهید به دیگران بازخورد بدهید یا آن‌ها را از مشکل یا موضوعی آگاه کنید، به آن‌ها بفهمانید که چرا صحبت کردن درباره این موضوع برای شما مهم است.

دلیل این موضوع این است که همه ما نسبت به بازخوردهایی که از نظر ما بدون دلیل و ناگهانی بیان می‌شوند موضع منفی می‌گیریم و فکر می‌کنیم که قصد طرف مقابل مچ‌گیری و به اصطلاح ضد حال زدن است!

برای این‌که چنین برداشتی در طرف مقابل شما به وجود نیاید لازم است قبل از بازخورد دادن، دلیل یا دلایلی موجه بیاورید و به آن‌ها بگویید که چرا دوست دارید فلان نکتهٔ خاص را به آن‌ها گوشزد کنید.

در مجموع هرچقدر بازخورد شما مستدل‌تر باشد، احتمال این‌که طرف مقابل حالت دفاعی به خودش بگیرد کم‌تر می‌شود.

سعی کنید به طرف مقابلتان این پیام را منتقل کنید که هدف شما وارد شدن به یک گفتگوی معنادار و کمک‌کننده برای حل مسائل و مشکلات است، نه رو کم کنی و تسویه حساب شخصی.

یا این‌که سعی کنید به آن‌ها نشان دهید که در مورد موضوعی تجربه دارید و می‌خواهید تجربه خودتان را با آن‌ها به اشتراک بگذارید و فکر می‌کنید در صورتی که آن‌ها هم این تجربه را بدانند، بهتر می‌توانند از عهده انجام کار یا هر موضوع دیگری برآیند.

در این صورت یقیناً گفتگوی شما روند منطقی‌تری را طی خواهد کرد و در هر موافقت یا مخالفت طرفین با موضوع مورد بحث شما، سوءتفاهمی میان شما و اطرافیانتان ایجاد نخواهد شد.

۶. دیدگاه‌ها و روش‌های متفاوت را بپذیرید!

اگر معمولاً از جانب دیگران متهم به لجباز و قضاوت کننده بودن می‌شوید، لزوماً دلیلش مخالفت و انتقاد شما از دیگران نیست.

بلکه بیشتر، دلیلش این است که آن‌ها فکر می‌کنند شما فردی تک‌-بعدی و لجباز هستید و حاضر نیستید به گزینه‌های دیگر و روش‌های متفاوت برای انجام کارها فکر کنید.

آن‌ها فکر می‌کنند شما فقط به روشِ شخصی خودتان برای انجام کارها اعتقاد دارید و حاضر نیستید بپذیرید که ممکن است روش‌های مختلف و متفاوتی برای انجام کارها وجود داشته باشد. مشکل اصلی دیگران تک-بعدی بودن شماست!

بنابراین سعی کنید گاهی اوقات، روش دیگران را «بپذیرید»! بدون نقد کردن و بدون نظر دادن روش یا دیدگاه آن‌ها را هم بپذیرید.

۷. مسئولیت ایجاد سوء‌تفاهم را بپذیرید و برای برطرف کردن آن کاری کنید

شاید این مورد جزو مهم‌ترین مواردی باشد که باید به آن توجه کنید. وقتی در روابطتان سوءتفاهم ایجاد می‌شود یا دیگران از شما آزرده می‌شوند، شروع به بحث و تحلیل منطقی نکنید. مثلاً نگویید: «تقصیر خودش است، خیلی حساس و عاطفی است، باید کمی قوی باشد و تاب شنیدن نظرات مخالف را هم داشته باشد.»

حتی در صورتی که حق با شماست، وظیفه شما حل مسئله به صورت بالغانه است. اگر رابطه‌ای که دارید برای شما مهم است، پس باید حساس بودن طرف مقابل را هم به رسمیت بشناسید.

وقتی این تبدیل به رویکرد ثابت شما در روابط بشود، به مرور مهارت همدلی هم در شما قوی‌تر می‌شود و در نتیجه در برقراری و حفظ ارتباط با دیگران حرفه‌ای‌تر عمل خواهید کرد.

کلام آخر و جمع‌بندی

دقت کنید قرار نیست در هیچ رابطه‌ای خودِ واقعی‌تان را پنهان کنید و از دیدگاه‌ها و عقاید خودتان چیزی نگویید و باورهایتان را با هدف مصلحت‌اندیشی پنهان کنید.

هدف این نیست که با ابراز نکردن دیدگاه‌هایتان محبوب همه بشوید. همه تلاش ما این بوده است که بگوییم سعی کنید به صورت مطلق حرف نزنید.

به طرف مقابلتان هم اجازه بدهید روش‌ها و دیدگاه‌های خودش را بیان کند. گاهی اوقات لازم است روش‌های متفاوت با روش خودتان را نیز بپذیرید و به رسمیت بشناسید.

اما در کنار این دیدگاه خودتان را هم متواضعانه بیان کنید. در این صورت مطمئناً دیگران با روی بازتری پذیرای بحث با شما خواهند بود و احتمال ایجاد سوءتفاهم در بحث به حداقل می‌رسد.

به احتمال زیاد دیگران در صورتی که متوجه حسن نیت شما بشوند، خیلی راحت‌تر دیدگاه‌ها و انتقادات شما را خواهند پذیرفت، چون می‌دانند هدف شما کمک کردن به آن‌هاست نه تحمیل و دیکته کردن نظرات شخصی خودتان.

[ آرسام هورداد ]

مدرس و پژوهشگر شخصیت‌شناسی و چیرگی | چیرگی یعنی خودِ منحصربه‌فردت را پیدا کنی و آن را به بهترین شکل به عالم عرضه نمایی

مطالب مرتبط

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *