تیپ‌شناسی نوین

خودشناسی و توسعه فردی
شخصیت‌شناسی MBTI

شهود برون‌ریز

 

در دو قسمت قبلی به مبحث جدید کارکردها یا همان فرایندهای ذهنی در تیپ‌شناسی عمقی پرداختیم و گفتیم یکی از بحث‌های مهم تیپ‌شناسی بحث کارکردهاست که اولین بار توسط کارل گوستاو یونگ مطرح شده است.

در قسمت اول این مجموعه مقالات آموزشی کارکرد حسی برون‌ریز (Se) و در قسمت دوم کارکرد حسی درون‌ریز (Si) را بررسی کردیم و برخی از ویژگی‌ها و خصوصیات اصلی این دو کارکرد را شناختیم. از طرفی گفتیم که بحث کارکردها یکی از بحث‌های مهمی است که در کارگاه MBTI تیپ‌شناسی نوین درباره آن به‌طور کامل توضیح داده می‌شود و این توضیح با مثال‌های متنوعی همراه است اما به‌هر‌حال جنبه‌هایی از این موضوع را هم در این مجموعه مقالات با هم بررسی می‌کنیم.

در این قسمت می‌خواهیم درباره کارکرد شهود برون‌ریز- Extraverted Intuiting (Ne) صحبت کنیم و برخی از خصوصیات و ویژگی‌های این کارکرد را بشناسیم. مطابق آن‌چه در قسمت‌های قبلی گفتیم حتماً خاطرتان هست که گفتیم هربار که یکی از کارکردها را بررسی می‌کنیم فرض ما این است که آن کارکرد از جنبه‌های دیگر شخصیت جدا شده است و صرفاً داریم ویژگی‌های خود آن کارکرد را به‌طور خالص بررسی می‌کنیم. در نتیجه قرار نیست همه خصوصیاتی که این‌جا مطرح می‌شود دقیقاً به همان شکل و با همان کیفیت درباره افراد Ne صادق باشد. بلکه وقتی کارکرد Ne در کنار سایر عوامل شخصیتی و رفتاری قرار می‌گیرد ممکن است رنگ و بو و شدت آن تغییراتی داشته باشد.

از طرفی این هم مهم است که کارکرد Ne با چه کارکرد کمکی‌ای همراه می‌شود. مثلاً ترکیب Ne با احساسی درون‌ریز (Fi) متفاوت خواهد بود با ترکیب Ne و فکری درون‌ریز (Ti) که تفاوت بین دو تیپ ENFP و ENTP را باعث می‌شود.

با اشاره به این پیش‌فرض‌های مهم بیایید برخی از خصوصیات مهم کارکرد Ne را بررسی کنیم. شهود برون‌ریز یکی از فرایندهای دریافت اطلاعات است. Ne از نظر ذهنی روی دنیای بیرونی و عینی متمرکز است و تلاش می‌کند بین رویدادها، آدم‌ها و اجسام و سایر چیزها ارتباط و اتصالی واقعی پیدا کند. هدف Ne تولید کردن احتمالاتِ مرتبط با دنیای واقعی است.

 

خصوصیات کلیدی Ne

کارکرد Ne:

  • مشتاق است براساس اطلاعاتِ واقعی محیط احتمالاتی مرتبط با آینده خلق کند
  • به این توجه می‌کند که چه چیزی می‌تواند وجود داشته باشد، چیزی که الان نیست اما امکان خلق شدن دارد
  • تمرکز و توجه بیرونی روی گذشته، حال و آینده دارد
  • الگوها و ارتباطاتی را می‌بیند که باعث شکل‌گیری گزینه‌های احتمالی آینده در ذهنش می‌شود
  • با ایجاد ارتباط بین ورودی‌های بیرونی و قابل مشاهده، الگوها و احتمالات را خلق می‌کند
  • تقریباً به‌طور آنی و بلافاصله یک مجموعه و قلمرو وسیع از احتمالات بخصوص در ذهنش شکل می‌گیرد
  • به‌دنبال فهم وسیع تصویر کلان براساس وضعیتِ کنونی است

 

تفسیر و توضیحی مختصر درباره Ne

Ne با دریافت هر نوع اطلاعاتی از دنیای بیرون از رویدادها گرفته تا اجسام و آدم‌ها، دریچه‌ای تازه از احتمالات به روی ذهنش گشوده می‌شود. Ne روی احتمالات ملموسِ مربوط به زمان حال و یا آینده تمرکز می‌کند. پرش زیادی دارد و بین اطلاعات مختلف از یکی روی دیگری جهش می‌کند تا بین آن‌ها ارتباطی کشف کند. با هر نوع اطلاعات یا موقعیتی که مواجه می‌شود به آن از منظر این‌که ارتباط و تداعی آن با سایر اطلاعات، رویدادها و موقعیت‌ها چیست نگاه می‌کند. یعنی از نظر ذهنی به دنبال کشف ارتباط میان پدیده‌ها و رویدادهاست.

Ne اطلاعات را به صورت خوشه‌ای و دسته‌دسته گردآوری می‌کند، هیچ‌چیز به تنهایی و به‌خودیِ خود معنا ندارد بلکه هر بخش گسسته از اطلاعات در کنارِ بخشی دیگر و در ارتباط با سایر موضوعات معنا می‌گیرد. گاه ممکن است Ne در گردآوری اطلاعات به‌صورت گزینشی و انتخابی عمل کند و فقط به آن بخشی از اطلاعات اعتنا کند که با تصویر کلان یا با انگیزه فعلی سازگار است. به‌نوعی می‌شود گفت Ne یعنی وصل کردن نقطه‌ها به هم و به‌وجود آوردن یک شکل معنادار. شبیه نقاشی‌هایی که با وصل کردن تک تک نقطه‌ها به هم و ربط دادن آن‌ها در نهایت یک شکل معنادار و وسیع به وجود می‌آید یا مثل کنار هم قرار گرفتن قطعات پازل که در نهایت منجر به شکل‌گیری یک طرح معنادار می‌شود.

یکی دیگر از ویژگی‌های Ne تجسم و تصویرسازی این است که از اطلاعات، موقعیت‌ها و اجسام چطور می‌شود استفاده کرد و در این بین چه امکانات و احتمالاتی وجود دارد. به همین ترتیب Ne دنیای اکنون را به احتمالات و گزینه‌های آینده ربط می‌دهد: محرک Ne واقعیت‌های دنیای بیرون است.

 

استفاده از کارکرد Ne

حالا بیایید ببینیم زمانی که شخص دارد به‌طور طبیعی و دلخواه از کارکرد Ne استفاده می‌کند در حقیقت چه اتفاقی در حال رخ دادن است و استفاده از Ne چگونه است. اولین نکته این‌ است که نقطه شروع فعالیت‌های Ne دنیای بیرونی است، اطلاعات و گزینه‌هایی که درست جلوی چشم وجود دارد منبع اولیه فعالیت‌های بعدی Ne است. روش یادگیری Neها غیرخطی است، از جایی شروع می‌کنند به جای دیگر می‌رسند و ممکن است در این بین ترتیب و روال مشخص و معلومی را رعایت نکنند.

توجه آن‌ها به اطلاعاتِ ملموس دنیای بیرون مدام در حال کم و زیاد شدن است، آن‌ها ابتدا نیاز به اطلاعات دنیای بیرون دارند، سپس این اطلاعات دریچه‌ای به ذهن آن‌ها می‌گشاید و آنان را به دنیایی بزرگ از احتمالات ممکن می‌برد. بعد دوباره برمی‌گردند به دنیای واقعی تا اطلاعات بیشتری به‌دست آورند و مجدداً این اطلاعات جدید آن‌ها را به احتمالاتی جدید رهنمون می‌کند.

Ne در دل هر واقعیتی (موقعیت، اطلاعات، آدم‌ها و …) به دنبال یک امکان یا ظرفیت بالقوه می‌گردد. آن‌چه باعث ایجاد احتمالات مختلف در ذهن Ne می‌شود میزان تداعی‌هایی است که او میان واقعیت‌های موجود برقرار می‌کند و هر کدام از این ارتباطات دریچه‌ای به ذهن فرد باز می‌کنند که باعث می‌شود ذهنش ظرفیت‌ها و احتمالات را ببیند (و از خود بپرسد چه چیزی می‌تواند وجود داشته باشد؟).

در قسمت آینده این بحث را ادامه خواهیم داد و درباره کارکرد شهود درون‌ریز (Ni) صحبت خواهیم کرد.


منبع: Building Blocks of Personality


 

[ آرسام هورداد ]

من آرسام هورداد هستم و خودم را متعهد می‌دانم به آموزش مدل‌های حرفه‌ای و جهانی خودشناسی و توسعه فردی به مردم کشورم

مقالات مرتبط

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۲ دیدگاه