تایپ‌شناسی

کوچینگ زندگی و کسب‌و‌کار

اگر تا به حال در اردوهای کاری شرکت کرده باشید یا در دوران دبیرستان با مشاور شغلی ملاقات داشته‌اید احتمالاً تایپ مایرز-بریگزتان را می‌دانید. پرسشنامه‌هایMBTI  معمولاً گپ‌های درون دورهمی‌ها و موضوعی برای صحبت با خانواده و دوستان- زمانی‌که حوصله‌تان سر رفته- را در ذهن تداعی می‌کنند. اما تایپ‌های شخصیتی از جای غیرمنتظره‌ی دیگری هم سردرآورده‌اند:

اپلیکیشن‌های دوست‌یابی.

چیزی تقریباً مانند این: «مایک، ۳۵ ساله، وکیل، INFJ، عاشق پیتزا». اما آیا این واقعاً نشان‌دهنده‌ی پتانسیل رابطه‌ی شماست؟

تایپ‌های مایرز-بریگز (MBTI) ریشه در یک نظریه علمی از کارل یونگ دارند که هدف آن شناسایی شخصیت فرد بر اساس ۱۶ دسته (تایپ) مختلف است.

علاوه بر مفید بودن آن در محل کار (که طبق تخمین‌ها ۸۰% کمپانی‌ها از ارزشیابی آن استفاده می‌کنند) دانستن تایپ شخصیتی عزیزانتان در هدایت کردن صحیح تعارض‌ها و یا درک بهتر دیگران مفید است. برای بهتر فهمیدن اینکه چطور بر اساس تایپ‌های مایرز-بریگز سازگاری افراد با یکدیگر را اندازه‌گیری می‌کنیم، ما از ریچل کوباس-ویلکینسون، متخصص و مشاور ارشد درCPP  (مرکز رسمی و جهانی مایرز-بریگز) کمک گرفتیم. به گفته او «نکته‌ی اصلی که مردم باید بدانند تا در روابط کمکشان کند این است که در کدام ترجیح با هم اشتراک دارند و در کدام ترجیح اشتراک ندارند و این موضوع کجا می‌تواند مشکل ساز شود.» او به این نکته اشاره می‌کند که تفاوت بین ترجیح فکری (T) و ترجیح احساسی (F) ممکن است مهمترین عامل در شناسایی میزان سازگاری باشد.

احتمالاً کنجکاو هستید تا ببینید فاکتورهای دیگر چه تأثیری روی میزان سازگاری روابط شما می‌گذارند؟ کوباس-ویلکینسون به شیوه‌ی خودش هر چیزی که لازم است درباره MBTI و انواع رابطه بدانید را در این مقاله برای شما توضیح می‌دهد.

 

فکری یا احساسی

افراد فکری (T): کسانی که ترجیح فکری دارند مایلند بر اساس سود و زیان تصمیم بگیرند و پیامدهای منتظره را به‌شکل عینی و بی‌طرفانه ارزیابی کنند.

افراد احساسی (F): حرف F کسی را نشان می‌دهد که ترجیحش ارزش‌های شخصی است. افرادی که این ترجیح را دارند تمایل دارند بر اساس ارزش‌هایشان تصمیم بگیرند، آن‌ها به این توجه می‌کنند که تصمیماتشان تا چه اندازه با ارزش‌هایشان همخوانی دارد و اینکه تصمیمشان چه تاثیری روی دیگران می‌گذارد.

سازگاری: داشتن سومین حرف یکسان در تایپ (یعنی همان فکری و احساسی) برای آن‌که چطور تصمیم می‌گیرید، احتمالا ترجیحی است که بیشترین تاثیر را روی سازگاری می‌گذارد، زیرا تصمیم‌ها با سنگ‌بنای مشترک گرفته می‌شوند. اگر دو نفر ترجیح F  یا T یکسان داشته باشند تصمیم گرفتن به عنوان یک زوج می‌تواند آسان‌تر باشد. هرچند حتی در صورت مشابه بودن ترجیحات هم ممکن است نقاط کوری در رابطهٔ بین دو نفر وجود داشته باشد که نادیده بماند. با این حال دو شخصی که ترجیح F و T متفاوتی دارند ممکن است بیشتر دچار تعارض شوند چون بر اساس معیارها و فرایندهای متفاوتی تصمیم می‌گیرند. این موضوع ممکن است زمانی‌که فقط بحث قرار گذاشتن در میان باشد اهمیت چندانی نداشته باشد اما زمانی که رابطه جدی‌تر می‌شود و گرفتن تصمیمات مشترک اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، ترجیح F و T نقش بزرگی در درک متقابل افراد بازی می‌کند.

حسی  یا  شهودی

افراد حسی (S): کسانی‌که ترجیح حسی دارند تمایل دارند مسائل را به صورت یک فرآیند خطی و قدم به قدم پردازش کنند. آن‌ها اطلاعات خاص را مشاهده کرده و به خاطر می‌سپارند. آن‌ها همچنین روی واقعیت‌ها و اطلاعاتی که توسط حواس پنج‌گانه به‌دست‌می‌آید تمرکز دارند.

افراد شهودی (N): افرادی‌که ترجیح شهودی دارند عموماً با دیدن تصاویر و مضامین کلی یاد می‌گیرند و به این فکر می‌کنند که اطلاعات خاص چطور با هم مرتبط می‌شوند.

 

سازگاری: حرف‌ دوم تیپ شخصیتی (N و S) احتمالاً دومین تاثیر زیاد را روی سازگاری دارد، زیرا این ترجیحی است که توسط آن اطلاعات دریافت می‌کنید. افرادی با ترجیح شهودی می‌توانند دورنماهای ارزشمند و بدیعی در اختیار حسی‌ها قرار دهند، همان‌طور که حسی‌ها می‌توانند اطلاعات باارزشی در اختیار شهودی‌ها قرار دهند.

اما چالش درمیان گذاشتن دیدگاه‌هایشان می‌تواند رابطه آن‌ها را فرسوده کند. افرادی‌که در یک رابطه N-S هستند فرصت خوبی دارند که اطلاعاتشان را درباره‌ مهارت‌های آگاهی از تایپ خود بالا ببرند و جهان یکدیگر را غنی کنند اما این کار آسانی نیست. خصوصاً در بافت‌های اجتماعی‌ای که یک ترجیح بر دیگری غلبه دارد (مثلاً تعداد Sها بیشتر از Nها باشد یا برعکس).

خطر احتمالی که ممکن است این زوج در دام آن بیفتند این است که حتی جایی که هیچ مشکلی بین آن‌ها وجود ندارد هم ممکن است جرقه‌ای از اختلاف و مشکل شعله‌ور شود. به‌جای فکر کردن (یا احساس کردن) این که «این صرفاً یک روش متفاوت برای بررسی مسئله است» یکی از افراد در رابطه ممکن است صبر خود را از دست بدهد و دچار یک نگرش «این اشتباه است» شود. (یا بدتر از آن، یک نگرش «تو در اشتباهی.») با وارد کردن درست و غلط به یک موقعیت و سرزنش کردن طرف مقابل، نه تنها فرد مقابل حالت تدافعی به خود می‌گیرد بلکه این موضوع  مانع ایجاد چشم‌اندازها و ایده‌های جدید و ارزشمند می‌شود.

برونگرایی یا درونگرایی

افراد برون‌گرا (E): افرادی با ترجیح برون‌گرایی، انرژی خود را از دنیای بیرون از خودشان و از آدم‌ها می‌گیرند. آن‌ها عموماً ایده‌های خود را به صورت کلامی رد و بدل می‌کنند و وقتی در کنار دیگران هستند انگار مجدداً شارژ می‌شوند. همچنین ممکن است به دنبال سطح بالاتری از ارتباط باشند.

افراد درون‌گرا (I): افراد با این ترجیح از دنیای درونی خود انرژی می‌گیرند. برخلاف برون‌گراها، درون‌گراها هنگام ارتباط با دیگران انرژی از دست می‌دهند و با گذراندن زمانی در تنهایی و درون ذهنشان انرژی خود را بازیابی می‌کنند. آن‌ها ترجیح می‌دهند ابتدا به‌طورکامل درباره ایده‌های خود فکر کنند، بعد آن‌ها را به زبان بیاورند و با دیگران به اشتراک بگذارند.

 

 

سازگاری: هیچ‌کس کاملاً درون‌گرا یا برون‌گرا نیست. شما از هر دو ترجیح درطول روز استفاده می‌کنید. اما یکی از آن‌ها طبیعی‌تر در شما رخ می‌دهد، همان‌طور که معمولاً به یک روش دست‌های خود را روی سینه جمع می‌کنید و روش غیر از آن برایتان کمی غیرمعمول است (اما به این معنا نیست که نمی‌توانید انجام دهید.) با توجه به درون‌گرا یا برون‌گرا بودنتان، شما باید به این توجه داشته باشید که هر شخصی روش‌های متفاوتی برای مصرف انرژی و دوباره ذخیره کردن آن دارد.

ساختارگرا یا منعطف

افراد ساختارگرا (J): افراد با این ترجیح تمایل دارند با زندگی به شیوه‌ای ساختارمند برخورد کنند. آن‌ها لیست انجام کارها می‌نویسند و برنامه‌ریزی می‌کنند. ضمناً این افراد ترجیح می‌دهند که برای زمان خود برنامه‌ریزی داشته باشند و عموماً بین پروژه‌هایشان فاصله می‌اندازند تا در هر زمان یک کار انجام دهند.

افراد منعطف (P): این‌ها افرادی هستند که در زندگی خود و این‌که زمانشان چگونه مدیریت شود، خواهان انعطاف‌پذیری هستند. آن‌ها ترجیح می‌دهند در برابر فرصت‌های تازه پذیرا باشند و تصمیم‌های آنی و بدون برنامه‌ریزی بگیرند و گاهی اوقات از انجام دادن کارها در لحظه پایانی یا طبق برنامه مخصوص خودشان لذت می‌برند.

سازگاری: حروف آخر تیپ شخصیتی (J و P) در این‌که می‌توانند به رابطه تعادل بیاورند مشابه E و I هستند. از سوی دیگر، از آن‌جا که زوج‌های با J و P متفاوت رویکرد بسیار متفاوتی به زندگی دارند، می‌تواند سبب اختلاف شود. در نهایت، خودآگاهی کلید سازگاری در یک رابطه است. بعد از آن، شناسایی تفاوت‌ها و باارزش دانستن آن‌ها می‌تواند به زوج‌ها کمک کند چطور در عین حال که از نقاط کور آگاهند، قدرت رابطه خود را به بالاترین حد برسانند. انسان‌ها چیزی فراتر از چهار ترجیح شخصیتی MBTI خود هستند و شخصیت مقوله بسیار پیچیده‌ای است. اما در پایان، داشتن یک زبان مشترک برای دانستن تفاوت‌ها و توانایی گفتگو کردن درباره آن‌ها یک ویژگی ضروری برای داشتن رابطه‌ای طولانی مدت است.

مترجم: آناهیتا خیری

[ آرسام هورداد ]

من آرسام هورداد هستم و خودم را متعهد می‌دانم به آموزش مدل‌های حرفه‌ای و جهانی خودشناسی و توسعه فردی به مردم کشورم

مطالب مرتبط

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *