تیپ‌شناسی نوین

خودشناسی و توسعه فردی

۹ قدم برای مراقبت از خود

آیا شما هم تشنهٔ رشد و توسعه فردی هستید؟ آیا دائم تلاش می‌کنید تا به بالاترین حد ظرفیت خود برسید و استعدادهای خودتان را شکوفا کنید اما در عین حال، همانقدر که به رشد خودتان اهمیت می‌دهید، پرورش و توسعه دیگران هم برای شما مهم است و دوست دارید سهمی در آن داشته باشید؟ حتی بالاتر از آن، آيا برای خودتان مسئولیت زیادی قائل هستید تا به توسعه فردی دیگران کمک کنید؟‌ در این صورت احتمالاً شخصی هستید که با خلاقیت، کنجکاوی و دلسوزی به دنبال این هستید که هدف و معنای زندگی خودتان را پیدا کنید و البته به دیگران هم کمک کنید به این مهم دست پیدا کنند. اگر تمام این ویژگی‌ها در مورد شما صادق است در تقسیم‌بندی مشرب‌های MBTI احتمالاً شما یک فرد آرمان‌گرا (Idealist) هستید.

مشرب آرمان‌گرا یکی از مشرب‌های چهارگانه است که اولین بار توسط دیوید کِرسی (David Keirsey) مطرح شد. کِرسی معتقد بود تیپ‌های شخصیتی MBTI در چهار مشرب مختلف قابل طبقه‌بندی هستند. ما در مقالات مختلف سایت تیپ‌شناسی نوین در مورد مشرب‌های کِرسی صحبت کرده‌ایم و به مرور زمان این بحث را تکمیل خواهیم کرد.

[box type=”tip”]مشرب آرمان‌گرا در مدل مایرز-بریگز با عنوان NF شناخته می‌شود و افرادی که در تیپ شخصیتی‌شان همزمان حرف N و F را داشته باشند تحت این مشرب طبقه‌بندی می‌شوند.

افراد مشرب آرمان‌گرا (NF) از اینکه دلسوز، دوست‌داشتنی، خوش‌قلب و یک‌رنگ باشند بسیار لذت می‌برند. آرمان‌گراها افراد بخشنده و سخاوتمندی هستند، با این حال از نظر آماری تعداد آن‌ها کم است و در مجموع تنها ۱۵ تا ۲۰ درصد جمعیت آمریکا را تشکیل می‌دهند.

همدلی و اشتیاق ذاتی آرمان‌گراها باعث می‌شود آن‌ها انرژی زیادی را صرف رسیدگی به نیازهای دیگران کنند حتی اگر این مسئله به قیمت نادیده گرفتن نیازهای شخصی خودشان تمام شود. در واقع آرمان‌گراها دوست دارند دیگران را راضی و خشنود کنند.

خوشبختانه روش‌هایی وجود دارد که آرمان‌گراها با استفاده از آن‌ها می‌توانند تعادل بیشتری بین کمک کردن به دیگران و رسیدگی به نیازهای شخصی خودشان برقرار کنند، بدون اینکه مجبور باشند از ایده‌آل‌های خودشان کوتاه بیایند. در واقع روش‌هایی که در ادامه گفته می‌شود به هیچ وجه به این معنی نیست که ماهیت و طبیعت افراد ایده‌آل‌گرا باید تغییر کند، بلکه با استفاده از این روش‌ها تعادل و توازن بهتری در این افراد شکل می‌گیرد.

نقاط ضعف و قوت آرمان‌گراها

در مقایسه میان چهار مشرب دیوید کِرسی، آرمان‌گراها نسبت به بقیه اهمیت بسیار بیشتری برای پیدا کردن معنا، مفهوم و هدف والاتر در زندگی‌شان قائل هستند. آرمان‌گراها نوعی تشنگی و اشتیاق درونی برای یادگیری و یافتن معنا احساس می‌کنند. آن‌ها استعداد عجیبی در قرار دادن افراد در کنار هم و متحد کردن آن‌ها با یکدیگر دارند.

از آنجایی که آرمان‌گراها افرادی حمایت‌گر و بامحبت هستند، به همین دلیل در مشاغلی مثل مشاوره، معلمی و نویسندگی خیلی خوب عمل می‌کنند. چون در این مشاغل می‌توانند الهام‌بخش دیگران برای رشد و تغییر باشند و آن‌ها را به توسعه فردی تشویق و ترغیب نمایند.

با این حال، در صورتی که آرمان‌گراها نتوانند به پتانسیل مورد نظر خودشان برسند و به اندازه ایده‌آل‌هایشان رشد و پیشرفت کنند در این صورت ممکن است سرخورده شوند و دچار احساس گناه و عذاب وجدان شوند.

از طرفی اگر آرمان‌گراها احساس کنند به اندازه کافی برای دیگران مفید نبوده‌اند، مدام خودشان را سرزنش می‌کنند و به طور کلی وارد چرخهٔ بی‌معنایی می‌شوند.

در نتیجه میل و اشتیاق درونی NFها باعث می‌شود از نظر ذهنی مدام خودشان را ترغیب کنند که به دیگران یاری برسانند، آرمان‌گراها به نوعی خودشان را مسئول می‌دانند و در صدد این هستند که انرژی بیشتری را صرف کمک کردن به دیگران کنند و نیمه تاریک این ویژگی آنجاست که ممکن است گاهی اوقات از این ویژگی‌ها سوءاستفاده کنند.

[box type=”tip”]در صورتی که دیگران مدام از NFها کار بکشند و زمان و انرژی آن‌ها را بگیرند، آرمان‌گراها از درون احساس خالی شدن خواهند کرد و اعتمادبه‌نفسشان را از دست می‌دهند. این مشرب نسبت به بی‌توجهی و بی‌ملاحظه بودن دیگران بسیار حساس است.

البته تعدادی از آرمان‌گراها هم هستند که در چنین موقعیتی محکم رفتار می‌کنند و اجازه سوءاستفاده از زمان و انرژی‌شان را به دیگران نمی‌دهند. اما به هر حال باید بدانیم که هرگونه تعارض، درگیری و تنش احتمالی در روابط به شدت روحیه NFها را تضعیف می‌کند و سطح استرس را در آن‌ها افزایش می‌دهد. در چنین شرایطی عواطف و احساسات بر رفتار NFها غالب می‌شود و تعدادی از آن‌ها هم ممکن است از دیگران فاصله بگیرند و به تنهایی خودشان بروند؛ به نوعی ممکن است با دیگران قهر کنند.

به همین دلیل است که می‌گوییم لازم است افراد آرمان‌گرا این تعادل را در روابطشان ایجاد کنند تا بین کمک کردن به دیگران و توجه به نیازهای خودشان نوعی توازن ایجاد شود.

پیدا کردن تعادل

در ادامه این مقاله و همینطور در قسمت آینده نکاتی را ذکر می‌کنیم که به آرمان‌گراها کمک می‌کند در بخشندگی به دیگران زیاده‌روی نکنند، اما همچنان بخشنده و حمایت‌گر باقی بمانند. در واقع بدون این که ماهیتشان تغییر کند، یاد بگیرند در بخشش و رسیدگی به دیگران متعادل‌تر رفتار کنند.

گاهی اوقات مال خودتان باشید

زمان‌هایی را فقط به تنهایی و بودن با خودتان اختصاص دهید. این درست است که آرمان‌گراها عموماً افرادی اجتماعی هستند و خصوصاً دوست دارند در عرصه‌های کمک‌رسانی به افراد ضعیف و مناسبت‌های خیریه حضور فعال داشته باشند اما حتماً لازم است زمان‌هایی را فقط به خودشان اختصاص دهند و با خودشان تنها باشند تا باتری‌هایشان دوباره شارژ شود.

زمانی که احساس کردید به اندازه کافی تجدید قوا کرده‌اید و دوباره انرژی کافی را به دست آورده‌اید وقتش است که دوباره به فعالیت‌های اجتماعی عادی‌تان برگردید و به کارهای مورد علاقه‌تان برسید.

به جسمتان توجه کنید

ورزش کردن به طور منظم به آرامش ذهنی شما کمک می‌کند و باعث می‌شود تنش و استرس ناشی از ارتباطات را از خودتان دور کنید. لزومی ندارد حتماً در یک باشگاه ثبت نام کنید و تمرینات سخت و حرفه‌ای انجام دهید. همین که مقداری پیاده‌روی یا انجام تمرینات کششی و معمولی را در برنامه روزانه‌تان بگنجانید خودش حرکت خوب و موثری است.

فکرتان را آرام کنید

آرمان‌گراها معمولاً خیلی خوب به حرف دیگران گوش می‌دهند و می‌توانند با آن‌ها همدلی کنند. به همین جهت ممکن است بار احساسات منفی دیگران و سختی و مشکلات آن‌ها را به دوش بکشند و تا اندازه‌ای تحت تأثیر قرار بگیرند.

به همین جهت لازم است تمریناتی ذهنی انجام دهید و ذهن‌آگاهی‌ خودتان را افزایش دهید. این هم کار سخت و پیچیده‌ای نیست، همین که سعی کنید از نظر ذهنی متوجه زمان حال باشید و روندِ افکارتان را آرام کنید قدم بزرگی برای دور شدن تنش‌ها و عواطف منفی است. همین تمرین ساده به ذهنتان یک وقفه می‌دهد و باعث می‌شود اندکی نفس بکشید.


امتیاز شما به این مقاله: [kkstarratings]


 

 

[ تیپ‌شناسی نوین ]

گروه تیپ‌شناسی نوین (تایپ‌شناسی) به سرپرستی آرسام هورداد به ارائه آموزش‌های نوین خودشناسی و توسعه فردی می‌پردازد

مطالب مرتبط

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۵ دیدگاه

  • علی صدیق گفت:

    من به عنوان یک INFJ که سالها بخاطر سرخوردگی از تصمیمات اشتباه و احساساتی خودم میخواستم بزور منطقی باشم،ولو حتا این منطقی جلوه کردن در ظاهر و کلام باشه تا حداقل بتونم خودم رو گول بزنم؛ میتونم بگم که بزرگترین نقطه ضعف آرمان‌گراها یک چیزه: آفت کمالگرایی افراطی که ۴تا پیامد در حد فاجعه براشون داره:
    ۱ . سیستم اعصاب و روان این افراد با کوچکترین سیگنال مزاحم و نویز روانی به سرعت و بشدت به ناپایداری میره و عنان کنترل شرایط از دستشون خارج میشه
    ۲٫ احساس گناه از خطاها و اشتباهاتشون که بعداً منجر به یه اضطراب پنهان میشه و در دراز مدت اعتماد به نفس فوق‌العاده پایین و خودپنداره منفی و ضعیف
    ۳٫ اینکه همیشه توو فکر شرایط و ایده آلها و احتمالات آینده هستند و نمیتونند از حآل لذت ببرند
    ۴٫ با تحلیلگری و تئوری پردازی بیش از حد تقریباً سهم عملگرایی رو به صفر میرسونند و تبدیل میشند به انسان هایی پر از ایده های ناب ولی خاک خورده تووی ذهن

    هرچند آرمانگراها یه سری ویژگیهای منحصر به فرد دارند که من خودم بشخصه خیلی با خودم حااال میکنم!

  • نیکروش گفت:

    من متاسفانه این نکته که،…هرگز…هرگز… برای اثبات خودتان به دیگران تلاش نکنید. ….راخیلی دیریادگرفتم!…شماهم امتحان کنید!!

  • باسلام
    در نهایت تمامی این مراقبت ها به این میرسیم که یک NF آرمان گرا باید مراقب استرس های ناشی از ارتباطاتش باشه .. استرس موضوع مهمیه که احساس میکنم تمامی NF ها و بیشتر هم ENFPها با اون درگیر هستند . من یک ENFP هستم و همیشه با این موضوع درگیر بودم . واقعا سخت و دشواره آرام کردم ذهن و فکر . شاید درر ظاهر حالمون خوب باشه و بگیم و بخندیم و شیطنت هامون سرجاش باشه. اما از درون به هزاران موضوع فکر میکنیم . نگران حال همه هستیم . نگران آینده . نگران همه چیز . حتی ممکن بوده از خودمون و علایقمون بگذریم تا دیگرانو راضی نگه داریم و همین موضوع که خلاء خیلی علایق رو در خودمون میبینیم احساس نارضایتی داریم و حس میکنیم این چیزی نیست که باید باشیم. و من به شخصه گاهی حس میکنم خوده واقعیم نیستم .
    مدیریت افکار در ما به شدت سخته . با اینکه کاملا برون گرا هستیم اما افکاری که اذیتمون میکنه دقیقا همون افکاریه که درصد ِ کم ِ درون گرایی مونو تشکیل میده . یه جورایی میشه گفت همیشه یه جدال درونی دارم . همیشه از خودم سوال دارم این خوده منم؟ من واقعا چیزی ام که نشون میدم؟
    من به شدت برون گرا هستم و از اینکه مجبور باشم درون گرایی کنم اذیت میشم. مشکلات زیادی هست که واقعا به سختی میشه باهاش کنار اومد و اصلاحش کرد . لطفا درباره ی این مسائل و راه حلش بیشتر صحبت کنید . با تشکر از مطالب و مقالات خوبتون .

    • مینا قاسمی گفت:

      وقتی نظرتون رو خوندم حس کردم خودم این رو نوشتم. باهاتون کاملا موافق هستم. شما ظرفیت بسیار بزرگی برای توجه به یک انسان و احساساتش دارید، گاهی اجازه بدید کسی که این توجه رو دریافت میکنه خودنون باشید خصوصا در مواردی که دچار استرس میشید.

      • سلام خانم قاسمی . ممنونم از توجه شما . بله اما این ظرفیت بزرگ برای توجه به یک انسان، شاید حسن بزرگی به شمار بره اما گاهی خیلی اذیت کننده ست . اما قطعا همینطوره که میگین. گاهی باید اجازه بدیم که خودمون این حجم از توجه رو دریافت کنیم. اما حتی گاهی واقعا دریافت نمیشه … جز اینکه خودمونو بزنیم به بیخیالی تا نه استرس بگیریم و نه منتظر توجه باشیم 🙂