تیپ‌شناسی نوین

خودشناسی و توسعه فردی

زمان لازم برای مطالعه این مقاله: ۷ دقیقه

شاخص مسئولیت‌پذیری (C) در مدل پنج عاملی شخصیت به چه معناست؟

در این مقاله قصد داریم یکی از شاخص‌های مهم مدل پنج عاملی شخصیت (BIG-5) را مورد بررسی قرار دهیم و با جنبه‌های مختلف آن بیشتر آشنا شویم. البته جدی ما این است که اگر با مدل پنج عاملی و مباحث پایه آن آشنا نیستید حتماً این مقاله را مطالعه کنید.

قبل از اینکه وارد بحث اصلی شویم بد نیست این نکته را به عنوان یک قرار بین خودمان مطرح کنیم که از این به بعد در سایت تیپ‌شناسی نوین و در مجموعه مقالات مرتبط با مدل پنج عاملی شخصیت، شاخص مسئولیت‌پذیری را با نماد اختصاری C نشان می‌دهیم. که حرف C در واقع نخستین حرف از واژهٔ Conscientiousness است.

افرادی که شاخص C در آن‌ها بالاست معمولاً افرادی منظم، مسئول، متعهد و با پشتکار هستند.آن‌ها مسئولیت‌پذیری بالایی دارند و اشخاصی هدف‌گرا هستند، برنامه‌ریزی می‌کنند و به برنامه‌شان پایبند می‌مانند. دیگران معمولاً آن‌ها را افرادی قابل اعتماد، مرتب و سخت‌کوش می‌دانند. برای این افراد مهم است که جزئیات و روال مسئولیت‌ها، پروژه‌ها و کارها را بدانند و به قول‌ها و تعهداتشان جامه عمل می‌پوشانند.

افراد با شاخص C بالا در بسیاری از حوزه‌های زندگی نسبت به دیگران مزیت و برتری دارند. دانشجوی با شاخص C بالا نمره و معدل بالاتری کسب می‌کند، تکالیف و پروژه‌هایش را به موقع انجام می‌دهد. کارمند با شاخص C بالا در محل کار تحسین و اعتبار بیشتری دریافت می‌کند و کارش را بسیار جدی می‌گیرد. شاخص C با درآمد بالا و میزان مسئولیت‌پذیری در محل کار هم‌بستگی مثبت دارد. افراد C معمولاً از دید بقیه آدم‌هایی قابل اطمینان، به درد بخور و تلاش‌گر هستند.

نظم و انضباط برای این افراد بخشی جدایی ناپذیر از زندگی‌شان است و منظم بودن برای آن‌ها راحت است. احتمالش بسیار کم است که فردی با شاخص C بالا رفتاری تکانشی و فکر نشده داشته باشد و کاری را از روی بی‌فکری انجام دهد و بعداً از انجام آن پشیمان شود. تصمیم‌ها و انتخاب‌های این افراد هم معمولاً فکر شده و دقیق است. نکته جالب دیگر این است که احتمال ارتکاب به جرم و جنایت در این افراد کم‌تر است و معمولاً با درصد کمتری گرفتار اعتیاد و مصرف الکل و مواد مخدر می‌شود. علاوه بر این طول عمر این افراد هم بیشتر است (+).

با این حال، اگرچه معمولاً شاخص C به عنوان یک صفت شخصیتی مثبت در نظر گرفته می‌شود، اما بالا بودن این شاخص در فرد می‌تواند معایبی هم داشته باشد. افرادی که شاخص C در آن‌ها زیاد است زندگی را بسیار جدی می‌گیرند و لازم است کمی هم برای تفریح وقت بگذارند و زندگی را ساده‌تر بگیرند. از طرفی آن‌ها افراد بسیار پُرکاری هستند و این پُرکاری ممکن است به حد افراط در کار کردن هم برسد تا جایی سلامت این افراد به خطر می‌افتد. نکته منفی دیگر این است که برای این افراد فراغ بال و بی‌خیال بودن و سخت نگرفتن زندگی دشوار است.

تکه پیتزاهای شاخص C!

قبل از اینکه در مورد تکه پیتزاها توضیح دهیم لازم است این نکته را بیان کنیم که در مدل پنج عاملی شخصیت هر کدام از پنج عامل یا پنج صفت، خودشان به چند زیر مجموعه تقسیم می‌شوند. یعنی مثلاً شاخص C (یا هر کدام از چهار شاخص دیگر برون‌گرایی، موافق بودن، پذیرا بودن و روان‌رنجوری) خودشان ابعاد و زیر مجموعه‌های دیگری هم دارند. درست مثل تکه‌های یک پیتزا که در کنار هم قرار می‌گیرند و یک پیتزای کامل را تشکیل می‌دهند. در واقع هر پیتزا خودش از چند تکه کوچکتر تشکیل شده است که اصطلاحاً به این تکه پیتزاها Facet یا همان بُعد کوچکتر گفته می‌شود.

حالا بیایید ببنیم ابعاد یا زیرمجموعه‌ها یا تکه پیتزاهای شاخص C چه صفات و خصوصیاتی هستند:

احساس کفایت (Self-Efficacy)

احساس کفایت یعنی اینکه من چقدر به خودم اطمینان دارم که قادر هستم کارها، مسئولیت‌ها و پروژه‌هایم را تمام کنم. افرادی که این شاخص در آن‌ها بالاست اعتقاد دارند که از توانایی، کفایت، عقل سلیم و انگیزه کافی برای رسیدن به موفقیت و انجام دادن کارهایشان برخوردارند. این افراد کنترل بالایی روی خودشان دارند و مثلاً می‌توانند برای رسیدن به هدف بزرگ‌تر از لذت‌های آنی و زودگذر دست بکشند. در سمت مقابل، افرادی که نمره پایینی در این شاخص کسب می‌کنند احساس ناکارآمد بودن دارند و ممکن است احساس کنند کنترل چندانی روی زندگی‌شان ندارند.

منظم بودن (Orderliness)

منظم بودن، یعنی هر کدام از وسایلم جای مشخصی دارد، هر چیزی را که بر می‌دارم و بعد کارم با آن تمام می‌شود را سرِ جایش بگذارم. این افراد دوست دارند مطابق برنامه‌ریزی‌های از قبل تعیین‌شده پیش بروند و زندگی مطابق روتین و برنامه را ترجیح می‌دهند. آن‌ها لیست انجام کار (To-Do List) دارند و آمار کارهایی که باید انجام شود را در دست دارند. در نقطه مقابل افرادی که نمره این شاخص در آن‌ها پایین است شلخته و بی‌برنامه هستند.

وظیفه‌شناسی (Dutifulness)

این شاخص همان‌طور که از نامش پیداست میزان وظیفه‌شناسی یک فرد را نشان می‌دهد. اگر نمره این شاخص در فردی بالا باشد، احساس مسئولیت برای انجام کارها و پروژه‌ها و عملی کردن قول‌ها و تعهدات در او زیاد است. آن‌ها نوعی احساس فشار و مقید بودن برای تمام کردن کارها و پروژه‌هایی که در دست دارند احساس می‌کنند.

در نقطه مقابل افرادی که نمره این شاخص در آن‌ها پایین است معمولاً قول و قرارها، قوانین، تعهدات و قراردادها را نوعی محدودیت می‌دانند و از آن‌ها فراری‌اند، در نتیجه افرادی بی‌مسئولیت و نامطمئن به نظر می‌رسند.

میل به کسب دستاورد (Achievement- Striving)

افرادی که نمره این شاخص در آن‌ها بالاست میل زیادی به موفق شدن و کسب برتری دارند. میل و انگیزه‌ٔ بالای آن‌ها برای موفق شدن باعث می‌شود در مسیر اهداف بزرگشان باقی بمانند و برای کسب دستاوردهای مورد نظرشان تلاش کنند. آن‌ها معمولاً افرادی مصمم هستند و مسیرشان را در زندگی می‌شناسند.

البته اگر نمره این شاخص در فردی بسیار بالا باشد ممکن است باعث کله‌شقی و یکدندگی در فرد شود. در نقطه مقابل اگر نمره این شاخص پایین باشد، فرد به حداقل کار و تلاش و کمترین میزان دستاورد قناعت می‌کند. به همین دلیل ممکن است از دید دیگران تنبل به نظر برسند.

انضباط شخصی (Self- Discipline)

انضباط شخصی همان چیزی است که اغلب تحت عنوان «اراده قوی» شناخته می‌شود. انضباط شخصی یعنی خودم را مقید بدانم که کاری که باید انجام شود را انجام دهم حتی اگر حوصله انجام آن را ندارم. انضباط شخصی است که باعث می‌شود علی‌رغم موانع درونی و بیرونی، همچنان روی انجام کارها و مسئولیت‌هایم متعهد بمانم حالا هر چقدر این کارها ناخوشایند و نخواستنی باشند.

افرادی که نمره بالایی در این شاخص کسب می‌کنند می‌توانند بر بی‌میلی اولیه خودشان برای شروع کارها غلبه کنند و در حین کار اجازه ندهند عوامل حواس‌پرتی مزاحم آن‌ها شود.

در نقطه مقابل کسانی که نمره پایینی در این شاخص دارند، معمولاً شروع کارها را به تعویق می‌اندازند، اهمال‌کارند و پیگیری و مداومت ضعیفی دارند. بدتر از آن اینکه معمولاً کارها را به سرانجام نمی‌رسانند، حتی کارهایی که واقعاً باید انجام دهند.

احتیاط و دور اندیشی (Cautiousness)

احتیاط و دور اندیشی به این معنی است که فرد قبل از اقدام کردن، تصمیم گرفتن و یا شروع کردن یک پروژه چقدر در مورد جنبه‌های آن و احتمالات مختلف فکر می‌کند و چاره اندیشی می‌کند. اگر نمره فردی در این شاخص بالا باشد، حتماً قبل از تصمیم‌گیری‌ به اندازه کافی فکر خواهد کرد.

در نقطه مقابل اگر نمره فردی در این شاخص پایین باشد، او اولین چیزی که به ذهنش می‌رسد را بیان می‌کند، اولین گزینه‌ای که به نظرش می‌رسد را انتخاب می‌کند و به عواقب تصمیم و انتخابش چندان فکر نمی‌کند. آن‌ها به تبعات تصمیم‌های تکانشی و ناگهانی‌شان فکر نمی‌کنند و از قبل برای گزینه‌های احتمالی آماده نمی‌شوند.


امتیاز شما به این مقاله: [kkstarratings]


 

[ تیپ‌شناسی نوین ]

گروه تیپ‌شناسی نوین (تایپ‌شناسی) به سرپرستی آرسام هورداد به ارائه آموزش‌های نوین خودشناسی و توسعه فردی می‌پردازد

مقالات مرتبط

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۲ دیدگاه

  • حسن گفت:

    سلام و عرض ادب خدمت اساتید سایت تیپ شناسی نوین
    یه سوال:
    چطور میشه شاخص c رو در خودمون و اطرافیان رشد بدیم؟
    یعنی اگر تکه پیتزاهای شاخص c در فردی پایین بود و باید اونها رو رشد بده و بالا ببره چطور میتونه اینکار رو انجام بده؟
    “همراه همیشگی تون تا این لحظه حسن”

    • تیپ‌شناسی نوین گفت:

      با سلام و احترام خدمت شما

      لطفاً مقاله سایت با عنوان «هشت عادت موثر برای افزایش بهره‌وری شخصی» را مطالعه نمایید، نکات مفیدی برای پرورش جنبه‌های مختلف شاخص C در آن قرار دارد.
      یا این لینک را در مرورگرتان کپی کنید: https://goo.gl/kBHLTF

      پیروز باشید